با هر خری خرید نرو ! [عنوان جدید]

11 04 2010

عجیبه این یکی از نادرترین و عجیب ترین اتفاقات و خاطراتی هست که طی این سالیان برای من اتفاق افتاده و در مقایسه با سایر خاطره ها و… که اینجا نوشتم شاید عجیب ترینشون باشه (حداقل تا الان که دارم اینو مینویسم). البته اگر دنبال خنده هستی اینو نخونی چون بیشتر جنبه اخلاقی داره D:

ساعت حدودای 10 صبح بود که مثل هر یکشنبه زود تعطیل میشیم ، داشتم میرفتم که یه کفش خورد تو سرم برگشتم خواستم با مشت بزنم تو صورت یارو دیدم از ته ممد داره علامت میده (شبیه این لال ها که با دستاشون ادا در میارن) میگه واستا با هم میریم کارت دارم. علارقم میل باطنیم (چی گفتم ، البته املاش رو بلد نبودم) واستادم و اومد کفشش رو بهش دادم و یدونه زدم تو سرش (جبران کاری که کرد) بعدش گفتم چیه حالا گفت بیا با هم بریم ماتریس (یکی از حرفه ای ترین فروشگاهای فروش لوازم الکترونیک تو 45 متری) گفتم اونجا چی میخوای گفت یه جویستیک PS3 ، داشتیم قدم میزدیم و منم فکر میکردم که رسیدیم و رفتیم تو ، من داشتم مجله ها رو نگاه میکردم و ان هم با یارو حرف میزد ، بالاخره یارو براش یه جویستیک آورد (خودمونیم عجب چیزی بود) بعد این برداشت ، بعد چشمم به یه موتور افتاد بیرون که هی به ممد نگاه میکنه ، شک کردم اول بعد دیدم ممد به یارو اینجوری کرد : آقا من این رو یه لحظه ببرم بیرون به بابام نشون بدم بیام.

منم پوزخندی زدم گفتم بابات ؟ بعدش خندم تموم شد فهمیدم گاوم زایید ، دیدم پرید ترک موتور و هی داره به من علامت میده شبیه این لال ها ، اخه انقدر هم احمق هست بلد نیست عین آدم علامت بده مثلا میخواد بگه آقا من 7 جد و آبادم دزده فرار کن بیا بیرون میخوام بپیچونم با 2 دستش میزنه رو سرش رفیقش هم آینه موتور رو تنظیم میکنه.

دیدم گاز رو گرفت رفت منه بدبخت موندم تو مغازه ، حالا پول جویستیک خداد تومانی رو هم نداد ، من همون لحظه نزدیکـ بود ادرار کنم دیدم نه اینجوری مشکل حل نمیشه با 1 چشم بهم زدن رفتم پیشه یارو گفتم آقا شرمنده ما خانوادگی میایم خرید برم بیرون ببینم مامانم بهم پول میده مجله بخرم اونم سرش شلوغ بود گفت باشه… تا رفتم و در رو بستم یارو فهمید کلاه که چه عرض کنم بشکه رو سرش رفته.

چنان تند دوییدم و در حال دوییدن فحش میدادم به ممد که تا عمر دارم یادم نمیره، دیدم یارو هم با یه چوب دستی دنبالمه تو اون شلوغی های 45 متری شیرجه زدم یه جایی نفهمیدم کجا بعد چشم رو باز کردم دیدم جلوی بانک ملی هستم اون یارو هم پایینه داره دنبال من میگرده.

دیدم اینجوری نمیشه گفتم جهنم رفتم تو بانک حالا خر بیار باغالی بار کن تو بانک من چیکار کنم تا اون یارو بره. دیدم نمیشه شبیه منگل ها همون وسط وایستم یارو هم دیدم داره میاد تو بانک رو دید بزنه سریع پیچوندم تو یه قسمت دیدم واسه باز کردن حساب سیبا هست گفتم سلام خسته نباشید میخواستم یه حساب سیبا باز کنم شرایط و مدارک لازمش چی هست. یارو گفت اینطوره کارت ملی میخواد ، منم گفتم جهنم بزار یه حساب هم باز میکنیم ، دست کردم جیب پشتی دیدم یا خدا کیف پولم هم خونه جا مونده ، گفتم حالا شما فرمش رو لطف کنید من پر کنم ، یارو فرم رو داد نشستم برای خودم نقاشی کشیدم دیدم یارو صاحب مغازه رفت. بعد برگه رو دادم به یارو گفتم ببخشید من یه دور میزنم باز مزاحم میشم الان کارت ملی همراهم نیست یارو شبیه این شد : |-:

اومدیم بیرون دیدم یکی خفتم رو گرفت ، گفتم یا امام زمان تموم شد http://www.pic4ever.com/images/vahidrk1.gif همه چیز تموم شد ، برگشتم دیدم یه مرده شبیه گوریله میگه چطوری عزیزم  ، میگم تو بهتری مارو گیر آوردی وسط بدبختی ول کن یغه رو بابا میگه شرمنده بیا این ماشین مارو یه هل بده روشن نمیشه ، منم از خدا خواسته دوییدم پشت فرمون دیدم یارو داره یه جوری نگاه میکنه گفتم چیه برو هل بده دیگه ، رفت هل داد منم یواشکی مثل جغد بیرون رو نگاه میکردم بعد دیدم خبری نشد ماشین یارو هم ول کردم دوییدم رفتم خونه ، آهههههههههههه آخ دارم میمیرم ….

× اینجاست که باید گفت هرچی چپوچوله میخوره به پست ماها ×





پتکــ رستم

8 04 2010

اوه ، آخ ، حوصله نوشتن ندارم ولی بیخیال باید بنویسم D: موضوع مرگ و زندگیه….

این پست یکم طولانی میشه اما خاطره جالبی شد…..

آقا (خانم) چشمت روز بد نبینه دیروز اولین کارگاه فلز کاری و به اصطلاح سوهان کاری بود پیری از ما در آوردن که تا 4 نسلمون فقط از چوب استفاده کنه و طرف فلز نره. جناب مایکل مالک پور اولش یه سری توضیح تو کلاس دادن بعدش خبر مرگمون بلند شدیم رفتیم کارگاه ، حالا چشمتون روز بد نبینه ما فکر میکردیم 8 هکتار کارگاهه ، 400 تا فن کوئل و مدرن ترین سیستم تهویه هوا داره ، انواع ابزار آلات مدرن و نو و آکبند اونجاست ، رفتیم تو راه دیدیم ما رو بردن یه زیرزمین 60-70 متری ، 2 تا میز بزرگ فلزی گزاشتن و به تعداد هر گروه گیره. حالا نه یه پنجره ای نه یه راه تهویه هوایی ، شده بود مثل فیلم ترسناکا یه دفعه میبینی یه کفتری رو سرشو بریدن از سقف آویزون کردن ، یه اژدهایی ماری چیزی از زیر میاد خرت رو میگیره ، یا گوساله ای چیزی در حال پرواز میبینی (لطفا تو نظرات ادرس محل رو نخواین زیر نظر سازمان میراث فرهنگی هست). :-| اینو هم بگم الکی فحش نده و بگو که فکر میکنم خیلی خوشمزه ام چون همش واقعیه…

خلاصه رفتیم ، اینجا فرهنگ دانش آموزان عزیز رو ببین واسه اینکه مثلا گیره خوب و محل مناسب مثلا گوشه دیوار که خلوته گیرش بیاد یارو رو بلند میکنه پرت میکنه تو دیوار ، اون یکی از گردن میگیره قِل میده ، اون یکی رو شوت میکنه ما هم دیدیم نه اینطوری نمیشه میز رو بلند کردیم زدیم فرق سر همشون… خلاصه اومدیم شروع کنیم : خوب با نام و یاد خدا محکم دسته سوهان رو گرفتم که بکشم رو شمش آهن دسته از جا جدا شد مشت رفت تو صورت خودم… (اسگل جد و آبادته بابا به من چه پول به دسته نو نمیدن).

حالا شروع به کار شده چنان سر صدایی کردن سره خودم رو زدم تو دیوار 2 نصف شد (الان چسب قطره ای زدم) ، چقدر بی شعور هستن آخه یارو اومده تو 2 متر جا آهنگ بابا کرم گزاشته Break میزنه… یه دونه دره باسنی زدم شوت شد بیرون در… اون یکی اومده با سوهان داره رقص شمشیر ورژن کردی میره :-| ، اون یکی اومده سوهان ما رو پیچونده ، اون یکی اومده سره رفیقش رو گزاشته لایه گیره اره کمان رو گزاشته لبه گردن یارو ، اون یکی اومده داره کلیپ عروسی مادر شوهر خواهر عمشو نشون میده ، اونجا هم انقدر گرم حالم بهم خورد ، با قاشق یه تونل زدم و فرار کردم الان هم در خدمت شما هستم بقیش رو نگم بهتره چون یکم زشته D: مطلب هم طولانی شد سره شما هم از بوتون نیست ، بای تا خبره مرگ بعدی





نمیخواستم اما…

3 04 2010

سلام بر 3-4 نفری (یا بیشتر حالا) که منتظر خبر مرگ بعدیم (پست بعدی) من اینجا بودن. تو حس و حال خوبی نیستم که از اینجور چیزا بنویسم اما چیکار کنم دیگه بزار بنویسیم 40-50 سال دیگه میدیم بچمون بخونه یکم بهمون بخنده. (میدونم دارید فحشم میدید برم سره اصل قضیه). اوکی…

امروز که یه روز بعد از تعطیلات عید نوروز هست رفتیم جهنم همیشگی { های اسچول ((: } نشستیم و تمامی مباحث و صحبت های چرند استاد دماغ رو درباره مدارهای موازی و اندوکتانس ها و سپس سفر به جاده چالوس و ریزش کوه و کاشتن گل شمعدونی در ماسه خیس گوش دادیم که صدای شیپور اسرافیل (زنگ های اسچول) اومد و مثل دیوانه های تیمارستانی از محیط های اسچول فرار کردیم به سمت بیرون. رفیق عزیز بنده به یاد قدیم گفتن بیا بریم یه سری به بازی های xbox360 و ps3 بزنیم و بلکه یکی هم بخریم. ما هم از خدا خواسته رفتیم و بالاخره یکی انتخاب کردیم و خواستیم بیایم بیرون که تا هیکل قناسم (املاش رو بلد نیستم) تکون دادم و برگردوندم دیدم یا امام حسین چشمتون روز بد نبینه johnny big ( های اسچول منیجیر : مدیر بابا) با اون سیبیل های چخماخی نازش جلو صورت من مثل ازرائیل ظاهر شد در اون لحظه تمام خاطرات زندگیم در یک ثانیه جلوی چشمم فلش بک خورد و آماده مرگ شدم. دیدم سلام و علیک میکنه ما هم از خدا خواسته دستمال و برداشتیم و یه دستی به جناب مدیر کشیدیم (خودتون دیگه… بی شعور ها فکر … عجب ها |-:) یه دفعه دیدم اون رفیق گاگول ما چنان پک رو زیر لباش قایم کرده و محکم چسبیده انگار بسات (املاش رو بلد نیستم) منقل و کوفت و زهر مار پهن کرده بودیم ، johnny هم که قربون چشمای نخودیش برم چنان دید میزد انگار پرونده های پروژه شاتل فضایی ناسا رو قایم کرده خلاصه به یه صورت پیچیده ای فرار کردیم و تا شعاع 5 کیلومتری اونجا نرفتیم فعلا. خدا عاقبتش رو بخیر کنه… ولی موندم اون اونجا چیکار میکرد http://www.pic4ever.com/images/129fs409511.gif





تولدش مبارکـ ـ ـ ـ ـ ـ

18 02 2010

همین الان، آره همین الان که اینو مینویسم تولدم هست خبره مرگم D: مثل اینکه تولد ما مصادف شده با تولد حضرت بدبختی خوب خوبه یه پیشرفتی از پارسال کردیم 3-4 نفرکی از یاهو تبریکی به هیکل ناقص بنده نثار کردن :-| اینجا که به یارو میگی تولدمه سریع میاد بوست میکنه : به به به به احسنت حاج سینا امشب شام مهمون توییم دیگه .. نخواستیم تولد D: تا شما هم دلتون هوس شام بنده رو نکرده تموم میکنم این پست رو. زیاد جالب نشد. ): — خلاصه.کادو امسال ما که کمی هم چسبید بهمون: Joe satriani Signature Guitar Picks

تا خبر مرگ بعدیم بابای





زدم رفت…

2 02 2010

اگر خاطرتون باشه تو پست قبلي گفتم قضيه مو سر رو كلا من 2 نقطه از بدنم برام خيلي مهمه اولي مو دومي هم نگم بهتره D: چند روزي گذشت و يدفعه سره صبحي بود كه مدير متشخص و محترم گرامي گفت كه كسايي كه پريشون كردن خودشون برن يه صفايي به گيس هاشون بدن وگرنه خودم ميام ميكشمشون بيرون. خلاصه ما هم كه خسته شده بوديم و ميخواستيم ديگه بزنيم كه واسه عيد پريشون كنيم رفتيم به خراب شده هميشگي كه آرش جان سر ما رو صفا بده (آرش = آرايشگر اختصاصي بنده كه چند سالي هست به سر من صفا ميده و فينت موهاي من دستش اومده D:). رفتيم و نشستيم و اومد زد و يكم هم حرف زديم بعدش پا شدم كه برم. اولش متوجه شدم اخلاقش مثل هميشه نبود انگار مست بود D: خلاصه ما اومديم بيرون طبق معمول مثل اين نابيناها يه دستي به سر كچل شده مبارك كشيديم ديديم اون خط ريش ها و تا دمه بنا گوش اومده رو هم به خوبي زده اما مثل اينكه سمت راستي از سمت چپي بلند تر و پر تر هست. رفتيم خونه تو آينه ديديم بــــــله حسابي ر.ي.د به خط ريش هاي مقدس و مبارك بنده رفت D: بعدش خودم مجبور شدم بزنم كه البته يكم هم داغونشون كردم اما خلاصه ولش كن اول آخرش ميخوايم كچل بشيم ديگه ، و اون روز روزي هست كه ديگه اين بلاگ همون 4 سال يه بار هم آپ نميشه و خبر مرگ بنده رو مينويسن توش D:





و اما بسیج….

19 12 2009

خدا رو شاکر بودیم که عنگ (املا این کلمه رو بلد نیستم D:) بسیجی به ما نزده بودن که اونم زدن.

– هنرستان نوآوران ، ساعاتی از صبح در حال چُرت زدن :

(حسین):
سینا پاشو پاشو جان گفت بیای دفتر مثل اینکه کارت داره. ( در این لحظه یه
فحش خوشگل نثار هیکل منگلش کردم ، به چه دلیل ؟ عرض میکنم. به این دلیل که
بنده حقیر 2 ماهی هست موی سر نزده و مدل دلخواه پریشان کرده و در کلاس
نشسته بودم (کتابی نوشتم) بعد من بیچاره دل حال جمع و جور کردن مو و پشت
مو و غیره بودم که ساسان جان بنده از ته کلاس کلاه شپش زده اش رو پرت کرد
گفت سرت کن ، گفتم اینو سرم کنم باید فاتهه کل مو رو بخونم ( کلاه
ساسان=کچلی ، پس نتیجه میگیرم کچلی سینا = مرگ او).

خلاصه
رفتیم تو دفتر دیدیم بلههههه. چند تا از این کله گنده های سوم کامپیوتر هم
آورده بودن گفتم جلاد ما هم آماده کردن از اونجا که بین 2 کلاس از قدیم
الیام جنگ بوده و هست یه سوت زدم بچه های با مرام دوم و سوم برق با انواع
سیم چین ، دمباریک ، سیم فاز ، سیم نول و یک عدد ترانسفورماتور فشار قوی
اومدن به پشتیبانی بنده.

خلاصه از پل سراط (60 قدم مونده
به دفتر مدیر) رد شدیم و رسیدیم به خود جهنم دیدم به به چه خبره چنان پرید
بقل کرد سلام بر نخبه کرج حاج سینا گفتم سلام بر تو دیدم یه سری کتاب و
کتوب داد که بشین بخون و دوشنبه امتحان بده در سطح ناحیه ، گفتم برای چی
هست گفت نخبگان بسیج. گفتم والا من از 3 سالگی با بسیج رابطه ضد داشتم
چطور خودم عضو بسیج شدم و یادم نیست. بعد فکر کردم دیدم ماله مفت هست.
برگه هاش رو آتیش میزنیم خودمون رو شب رو پشت بوم گرم میکنیم. (کارتن خواب
خودتی d:). دیدم اصل قضیه یادمون رفته. موهای پریشون حاج سینا. خلاصه چنان
با سرعت فرار کردیم که نگو و نپرس. و الان سالم و سر حال اینجا در حال
نوشتن پایان این خاطره کمی جالب هستم.





بی همگان به سر شود بی​تو به سر نمی​شود

2 12 2009

سلام بر …. بعد از چند صد سال خواب زمستانی فکر کردم وقتش هست با قالب قدیمی شروع کنم. گفتم ثمی به سر و روی این بی صاحاب مورده بکشم. اگر دوست جدیدی هم هستی و تازه اومدی اول بگم که اسکل جد و آبادت هست برداشت بد از اسم وبلاگ نکن D:

(این قسمت آخری به دلیل خاطره های تلخ حذف شد)





The Sniper

1 05 2009

فيلم Sniper (تك تير انداز) محصول سال 2009 است كه پيشنهاد ميكنم حتما دانلود كنيد.

  • دانلود از سرور رپيدشر:
  • http://rapidshare.com/files/220262910/Sniper.2009.CN.DVDRip_By_Mr-R-T_NINJAwarez.com.part1.rar

    http://rapidshare.com/files/220262556/Sniper.2009.CN.DVDRip_By_Mr-R-T_NINJAwarez.com.part2.rar

    http://rapidshare.com/files/220262918/Sniper.2009.CN.DVDRip_By_Mr-R-T_NINJAwarez.com.part3.rar

    http://rapidshare.com/files/220262623/Sniper.2009.CN.DVDRip_By_Mr-R-T_NINJAwarez.com.part4.rar





Lost : Season 5

30 04 2009

normal_lost_s5_poster

دانلود قسمت هاي 3 و 4

اين هم از لينك دانلود اپيزودهاي 3 و 4 سريال لاست فصل 5 ، تمام اپيزودها داراي زيرنويس فارسي هستند كه بايد اون رو هم جدا از همين پست دانلود كنيد.

دانلود قسمت 3 :

http://rapidshare.com/files/190953067/LOST.S05E03.HDTV.xvid-xor.BWBP.WwW.Free-Offline.CoM.part1.rar
http://rapidshare.com/files/190953064/LOST.S05E03.HDTV.xvid-xor.BWBP.WwW.Free-Offline.CoM.part2.rar
http://rapidshare.com/files/190953072/LOST.S05E03.HDTV.xvid-xor.BWBP.WwW.Free-Offline.CoM.part3.rar
http://rapidshare.com/files/190952965/LOST.S05E03.HDTV.xvid-xor.BWBP.WwW.Free-Offline.CoM.part4.rar

دانلود قسمت 4 :

http://rapidshare.com/files/194091891/lost.s05e04.hdtv.xvid-WwW.Free-offline.com.part1.rar
http://rapidshare.com/files/194091886/lost.s05e04.hdtv.xvid-WwW.Free-offline.com.part2.rar
http://rapidshare.com/files/194091871/lost.s05e04.hdtv.xvid-WwW.Free-offline.com.part3.rar
http://rapidshare.com/files/194091819/lost.s05e04.hdtv.xvid-WwW.Free-offline.com.part4.rar

زيرنويس : دانلود زيرنويس قسمت 3 دانلود زيرنويس قسمت 4

رمز فايل ها : www.free-offline.com





Fast & Furious

30 04 2009

fast_4

درباره فيلم : سري چهارم از سري فيلمهاي سريع و خشمگين چندي پيش بروي پرده سينماهاي جهان قرار گرفت . اين فيلم طبق آمار از سه فيلم گذشته سريع و خشمگين فروش بيشتري كرده و در جدول فروش اولين هفته اكران فيلم رتبه ي بالايي را به خود اختصاص داده . اگر شما هم اهل سرعت و هيجان هستين ديدن اين فيلم رو بهتون پيشنهاد ميكنم .

دانلود از رپيدشر :

قسمت اول
قسمت دوم
قسمت سوم
قسمت چهارم
قسمت پنجم
قسمت ششم
قسمت هفتم
قسمت هشتم








دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.