زدم رفت…

2 02 2010

اگر خاطرتون باشه تو پست قبلي گفتم قضيه مو سر رو كلا من 2 نقطه از بدنم برام خيلي مهمه اولي مو دومي هم نگم بهتره D: چند روزي گذشت و يدفعه سره صبحي بود كه مدير متشخص و محترم گرامي گفت كه كسايي كه پريشون كردن خودشون برن يه صفايي به گيس هاشون بدن وگرنه خودم ميام ميكشمشون بيرون. خلاصه ما هم كه خسته شده بوديم و ميخواستيم ديگه بزنيم كه واسه عيد پريشون كنيم رفتيم به خراب شده هميشگي كه آرش جان سر ما رو صفا بده (آرش = آرايشگر اختصاصي بنده كه چند سالي هست به سر من صفا ميده و فينت موهاي من دستش اومده D:). رفتيم و نشستيم و اومد زد و يكم هم حرف زديم بعدش پا شدم كه برم. اولش متوجه شدم اخلاقش مثل هميشه نبود انگار مست بود D: خلاصه ما اومديم بيرون طبق معمول مثل اين نابيناها يه دستي به سر كچل شده مبارك كشيديم ديديم اون خط ريش ها و تا دمه بنا گوش اومده رو هم به خوبي زده اما مثل اينكه سمت راستي از سمت چپي بلند تر و پر تر هست. رفتيم خونه تو آينه ديديم بــــــله حسابي ر.ي.د به خط ريش هاي مقدس و مبارك بنده رفت D: بعدش خودم مجبور شدم بزنم كه البته يكم هم داغونشون كردم اما خلاصه ولش كن اول آخرش ميخوايم كچل بشيم ديگه ، و اون روز روزي هست كه ديگه اين بلاگ همون 4 سال يه بار هم آپ نميشه و خبر مرگ بنده رو مينويسن توش D:


کارها

اطلاعات

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s




دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.